آشفته زمانی ست، یارب کمکم کن
افت زندگانی ست، یا رب کمکم کن
یک لحظه دلم بی عشق، آسوده نباشد
عشقی که به ناپاکی، آلوده نباشد
ای چشم امید من، بر لطف و عطای تو
گر من هنری دارم، باشد به رضای تو
یا رب یارب یارب
آه، خوبی و بدی بر همه، تاثیر گذار است
راهی بکشانم که به خوشنامی قرار است
از نیک سرشتی، منو بی بهره نگردان
این بنده درمانده، به درگاه تو زار است
یارب منه من را بستان و تهی ام کن
طوطی صفت و آینه وار همچو نی ام کن
کان عرصه ندارد به خود، بار منیت
بی خود زخود از مستی آنگونه می ام کن
یا رب یارب یارب
+ نوشته شده در جمعه سی ام مهر ۱۳۸۹ ساعت 19:46 توسط پسر باران
|