خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خدا دل من گیره یه نگاه بود نگاهی که همیشه میخوندمش نگاهی که از ته دل بود نگاهی که پر از حجب و حیا بود نگاهی که....نگاهی که.... نگاهی که....

خدا من دوسش داشتم

از تو خواستمش

به تو سپردمش

دعا کردم

نزر کردم

مناجات کردم

نمیخواستم رابطه دوستی ودوست پسر دختری بینمون باشه...

از اهل بیت خواستمش

پیامبر حضرت فاطمه امام علی امام حسن

امام حسین(بیشتر از همه)

...

.

.

.امام رضا وحضرت معصومه هم که  سرکارم گذاشتن

.

.

.


.امام زمان(خیلی خیلی...)حضرت ابوالفضل را به همه قسم دادم مخصوصا حضرت زینب

مگه نا اینه که حضرت ابوالفضل باب و الحوایجه پس چرا برای من نبود

خدا دل من گیره یه نگاه بود نگاهی که همیشه میخوندمش نگاهی که از ته دل بود نگاهی که پر از حجب و حیا بود نگاهی که....نگاهی که.... نگاهی که....

خدا حالا که همه چیز تموم شده

حالا که وعده امام رضا وحضرت معصومه هم نمیدونم بگم چی بگم الکی بود بگم سرکاری بود بگم چی ؟؟؟؟

خدا خدا این یه قانونه تو افرینش تو که عاشق ها هیچ وقت به عشقشون نرسن....


خدا دیشب که خوابم نبرد هرکاری کردم دل شکسته(له شده من) از دلشوره ودلهره بند نمیاد حتی با قران خوندن ....

خدا میگن شب عاشقان بی دل چه شب دراز باشد.... نماز شب دیشبم رو با همه نماز شب ها وزیارت عاشوراها ودعای توسل ودعای....ونماز خاصی که شاگرد اقای بهجت بهم تو مشهد یاد داد همونی که تو خواب با اقای بهجت بود وقتی اونجا دیدمش تودفتر اقای بهجت تو مشهد با خودم گفتم همه چیز دزست میشه ولی من چه ساده بودد و سر کار رفته بودم وخبر نداشتم....همه و همه رو به امام زمان هدیه کردم همه اعمال روزانم رو هدیه میکنم به امام زمان...

خدا من که مثل خیلی ها دنبال دوست پسر و دوست دختری نبودم...

دنبال یه عشق پاک ...پاک پاک ...بودم

خدا خوب دستم رو گذاشتی تو حنا..

خدا روز عرفه روز بندگی وعبودیته ولی تو با من تواین روز چیکار کردی...

باشه ....باشه.... باشه...من که هنوز نماز شب رو زیارت عاشورا هام رو و دعای توسل هایم رو هم میخونم

ذکرهای روزانم رو هم میگم

ولی ازت خیلی خیلی خیلی دلگیرم....

برم نمازم رو بخونم

که خدا تو اهل بیتت...اون شبها اون سحرها اون دعا ها واون زیارت های من رو ندیدی......حالا میخواین به گلایه ها وشکایت های من گوش بدید...من چقدر ساده ام


بازم سادگی من نسبت به خدا....

دیشب ساعت 4 شب بیدار شدم نگاه موبایلم کردم و دیدم ساعت 4 شبه خواستم بخوابم ولی یادم امد که همیشه ساعت 3:45  یا 4 بلند میشدم برای نماز شب خوندن

اخه تصمیم گرفته بودم دیگه نماز شب نخونم

ولی  دلم نیومد خدا رو تنها بزارم رفتم تو حیات هوا سرد بود اینقدر هوا سرد بود مه دندونام رو هم نمیومد

نگاه به اسمون کردم مثل هر شب ماه وستاره تو اسمون بود رفتم وضو گرفتم ..

امدم دوباره تو حیاط وبه اسمون چشم دوختم و گفتم...


شب بودو ستاره بودو من بودم و ماه

شب رفت ستاره رفت من ماندم و آه


ای داد و بیداد...ای دادو بیداد...ای دادو بیداد

خدا دیدی با اینکه ازم رو برگردوندی بازم امدم در خونت

خدا دیدی با اینکه سر  کار گذاشتیم بازم امدم در خونت

الان هم حتما داری ازسادگیم میخندی ها...بابا دمت گرم

خدا تو که میگفتی وعده اللهیت حتما محقق میشه پس چرا به من قول دادی ولی....

خدا خیلی از تو و اهل بیتت دلگیرم

اره ازتون دلگیرم

شما دل من رو زیر پا له کردید....

خدا و اهل بیتی که دل من رو نشکوندن بلکه... زیر پا له کردن...

خدا تو و اهل بیتت دلم رو گذاشتید زیر پا و له کردینش

دل شکسته ای که جز شما پناهگاهی نداشت...

میگن دعای دل شکسته زود مستجاب میشه ولی شما دل من رو له کردید که دیگه حتی وجود نداشته باشه

نمیدونم ولی فکر کنم الان شما هم به سادگی و شاید سادگی نه... به خریت من میخندید

اره ... اره...اره

خدا اون شب هایی که با نماز شب میومد در خونت یادته...

خدا صحبت یک هفته یا یک ماه نیستش ...خودت میدونی که چندتا نماز شب و ...چندتا ....چندتا ...خوندم



امام رضا حضرت معصومه با واسطه اقای بهجت مهمون دعوت میکنید و قول بهش میدید بعد یادتون میره...

سرمایه سفر زیارتی من یه سرما خوردگی و یه گلو درد بود...مگه نگفتین بیا ما همه چیز رو حل میکنیم

الان شما هم دارید به سادگی و زود باوری من میخندید من به شما توسل کرده بودم وباورتون داشتم....

ایول ...ایول ... ایول بابا من فکر میکردم فقط ادمای این دوره زمونه همدیگه رو میزارن سر کار نمیدونستم که شما اهل بیت هم اینجوری هستید

حالا گلی به جمال شما امام رضا وحضرت معصومه...خوب که شما مثل بقیه نبودین...

اره با شمام اقا امام حسین من کم زیارتت کردم کم از راه دور بهت سلام میدادم هر روز چند بار زیارتت میکردم یادمه از کوچکی روزی چند بار زیارتت میکردم ولی اقا شما حتی یک بار هم جواب من رو نداید...

اقا امام زمان شما هم نمیدونم از کی بود که شروع به نماز خوندن کردم ولی هر بار که نماز واجب یا نماز مستحب میخوندم بعدش دو رکعت برای شما میخوندم اینه رسم دوستی ورفاقت شما حتی یک بار هم به من نگاه نکردید یک بار هم جواب سلام من رو ندادید

چی بگم وقتی دیگه کار از کار گذشت وقول و وعده شما دروغ بود...


شما دعاها ونماز شب ها و زیارت های من رو نادیده گرفتید حالا به شکایت من توجه میکنی ...نه دیگه باید کم کم این سادگی واین خریت رو کنار بزارم

هر بار که در خونه خدا واهل بیت رفتم دست خالی برگشتم


مرسی....مرسی....مرسی...



میگن نا امیدی اولین مرحله مرگه...

خداسلام

میدونم واجب الوجودی

میدونم مشیت اللهی تو به هر چیزی مقدمتر و حاکمتره

میدونم خیر الهی تو بی پایانه.

اشک تمام حجم چشمام رو گرفته نمیتونم بنویسم ولی باید بنویسم....

یادم از کودکی هیچ دوست ورفیقی نداشتم هیچ هم بازیی نداشتم همیشه تنهایه تنهایه تنها بودم

ولی تو این تنهایی دل خوش این بودم که تو رو  واهل بیت رو دوست دارم همیشه از کوچکی بهات درد دل میکردم بهات حرف میزدم مخصوصا موقع خوابیدن

از کوچکی موقعی که میخواستم فکر گناه یا خطا هر چه هم کوچلو (از اونایی که به قول یه ادمهایی نمیشه اسمش رو حتی گناه گذاشت) با خودم میگفتم محمد دمت گرم داری جلوی خدا ...با زبونی که میخواد ذکر خدارو بکه با دستی که ماله خدایه وبرای حسین سینه میزنه...با پایی که رکوع و سجودش...با هر چیزی که ماله خدایه میخایی خدا رو دلگیر و ناراحت کنی

همیشه از ته دل دوست داشتم خدا وفکر میکردم تو هم من رو دوست داری...

ولی خدا اینه رسم بندگی

خدا اینه  پاداش  نماز 11 رکعتی شبت که میگفتی هر کی بخونه تمام دنیا واخرت رو بهش میدی

خدا اداش شب زنده داری اینه

خدا اینه پاداش هر روز بعد از نماز عصر و نماز شب زیارات عاشورا خوندن

خدا پاداش اینکه همیشه بعد از نماز عشا دعای توسل بخونم اینه

خدا پاداش دعای معراج بعد از هر نماز اینه

خدا پاداش اینکه بعد از هر نمازی چه نماز صبح چه نماز عصر چه نمهاز عشا وچه نماز شب برای امام زمان وسلامتی وظهرش دو رکعت نماز خوندن وهمیشه یه تسبیح صلوات وبسم الله گفتن اینه

خدا پاداش دعا برای ائمه ومردم وهمه مسلمانها تو قنوت نماز شب اینه

خدا قران خوندن بعد از هر نماز

خدا پاداش اینکه بعضی روزها برای امام زمان روزه بگیری اینه

خدا پاداش دعای کمیل و دعای امام علی و حضرت فاطمه اینه

خدا من که همیشه موقع خواب با گفتن ذکر خوابم میبرد ووقتی هم از خواب بیدار میشدم هنوز مشغول ذکر بودمخدا پاداش من اینه....

خدا چقدره که دارم نماز شب 11 رکعتی تو را میخونم

یادته خدا چه شب هایی سردی که بلند میشدم با اینکه خیلی هم خوابم میومد ولی میگفتم این یه عهد و پیمان بین من و خدایی وبا چه عشقی نماز شب میخوندمو با چه دل شکسته ای در خونت گریه میگردم نمیدونم ساعت 2 شب یا 3 یا 4 هر موقع که بیدار میشدم میخوندم فکر میکردم تو اون موقع مه نزدیک سحر بود من رو نگاه میکردی ولی خدا اینه رسمش واقعا اینه!!!!

دلم خوش بود که حواست بهمه ولی افسوس که .....

خدا اینه رسم اینکه هر روز دوبار دعای عاشورا بخونی مگه نمی گفتی که ..... خدا بخدا این حق من نیست

میدونم تو حق مطلقی ولی این حق منه

اینقدر دعا مناجات و زیارت و ذکر گفتم ولی  اخرش هیچ که هیچ که هیچ......

نه باورم نمیشه اون خدایی که تو قران ازش صحبت شده ...اونی رو که من از ته دل دوست داشتم...خدا خیلی دلگیرم...

خدا مگه نه اقای بهجت امد به خوابم وگفت همه چیز درست میشه ولی خدا تو که هیچ چیز درست نشد مگه نیومدم تو مرقد امام رضا و دعا ومناجات کردم وبا خودت خدا و اهل بیت عهد بستم که تا اخر عمر نماز شبم و دعای عاشورا ودعای توسلم قطع نمیشه توهمخدا با اعل بیتت کا من رو درست میکنه...ولی خدا ببخش مگه تو هم بندهات رو سر کار میزاری

غاگه خواب بهجت واهل بیت راسته پس چرا

خدا اگه نملز شب پر از خیر برکته پس چرا

خدا اگه زیارت عاشورا ....پس چرا

اگه نماز  برای امام زمان ودعا برای امام زمان....پس چرا

خدا اگه...

خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا

حالا بعد از این همه امیدی که بهت  داشتم وهمش بر باد فنا رفت کجا برم در خونه کی برم...

خدا میگن اولین مرحله از مرگ ادما با نا امیدی شروع میشه...

امام حسین اینه رسمش من هیچی نمیگم...

فقط اقا امام حسین بخدا این رسمش نبو...شما رو بیشتر از هرکسی بجز خدا دوست داشتم

همیشه میگفتم افتخار زندگی من اینه که زیر پرچم امام حسین زندگی میکنم...ولی اقا تو هم خوب جواب من رو دادی

خان م حضرت فاطمه اقا امام علی من که تو زندگیم شما رو اسوه قرار دادم و میخواستم اینده زندگیم مثل شما دوتا باشه....

اقا امام رضا برای بار اول امسال بود که امدم زیارتتون میگن هرکی برای بار اول بره زیارت دعاش مستجاب میشه ولی من چی .... حتما جز بنده های خدا نیستم اقا یادت جلو پنچره فولادی ...یادتع روی اون حوز تو صحن بزرگ باب الرضا صبح شنبه که همه رفته بودن جلسه ولی من نرفتم امدم رو حوز نشستم و بهات خلوت کردم و گفتم اقا امام رضا قول میدم که تا اخر عمر نه نماز شبم ونه زیارت عاشورام ونه زیارت توسلم قطع نشه وهر روز برات بخونم...

ولی اقا چرا...چرا...چرا اینجوری شد...

خدا اهل بیت نکنه شما هم مثل بقیه فکر میکنید ما ادمایه بدی هستم

خدانکنه تو هم به پول و زیبایی ادمها توجه میکنه...

نکنه ...

خدا بهم بگو چندتا نماز شب خوندم

چندتا زیارت عاشورا خوندم

چندتا

چندتا.... چندتا...چندتا....

ولم کنید

بزارید سرم رو بزارم رو  زمین بمیرم

دیگه زمان مرگ من فرا رسیده مثل یه شمعی بودم که به خیلی ها روشنی دادم ولی خودم سوختم

خدا برا چندتا مومن دعا کردم ولی تو دعای من رو ....

خدا این رسمش نبود