می توان
مي توان درقاب خيس پنجره
چك چك آواز باران را شنيد
مي توان دلتنگي يك ابر را
دربلور قطره ها برشيشه ديد
مي توان لبريز شد از قطره ها
مهربان وبي ريا وساده بود
مي توان با واه هاي تازه تر
مثل ابري شعر باران را سرود
مي توان در زير باران گام زد
لحظه هاي تازه اي آغاز كرد
پاك شد در چشمه هاي آسمان
زير باران تا خدا پرواز كرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۳۸۹ ساعت 16:50 توسط پسر باران
|